مقالات تخصصی

از ناهماهنگی تا گفت‌وگو: صداهای درونی و بازسازماندهی خود در درمان تجربه‌محور

هر انسانی درون خود با صداها، احساسات و بخش‌های گوناگون شخصیتش روبه‌روست. این صداها می‌توانند امیدبخش یا مأیوس‌کننده، حمایتگر یا سرزنشگر باشند. گاهی با هم همسو هستند و گاهی در تعارض. روان‌درمانی تجربه‌محور (Process-Experiential Therapy) بر این باور است که این چندصدایی بودن یک مشکل نیست، بلکه فرصتی برای رشد است. درمانگر تلاش می‌کند این صداها را وارد گفت‌وگو کند تا فرد بتواند از دل آشفتگی و تعارض، به انسجام و آرامش برسد.

داستان ریک: نمونه‌ای از ناهماهنگی درونی

ریک، مردی ۳۲ ساله و موفق در کارش، با وجود انضباط و تلاش فراوان، احساس پوچی، تنهایی و افسردگی دارد. او آرزو دارد به دیگران نزدیک شود و عشق و صمیمیت را تجربه کند، اما هر بار که در این مسیر قدم برمی‌دارد، دچار فلج روانی-جسمانی می‌شود. دنیای درونی ریک پر است از صداهایی متناقض:

  • صدایی که او را تحقیر می‌کند و یادآور انتقادهای گذشته است.

  • صدایی که خواهان عشق و ارتباط است.

  • صدایی پر از خشم و سرکوب‌شده.

این کشمکش روزانه نشان می‌دهد که «خود» یکپارچه نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از خودهای کوچک‌تر است که هرکدام داستان و هیجان خاص خود را دارند.

درمان تجربه‌محور و چندصدایی خود

درمان تجربه‌محور ریشه در دو سنت دارد:

  1. درمان مراجع-محور (راجرز) → تأکید بر همدلی، پذیرش بی‌قید و شرط و اصالت درمانگر.

  2. گشتالت‌درمانی (پرلز) → توجه به کارهای ناتمام و آوردن تجربه به «اینجا و اکنون».

این رویکرد باور دارد که انسان چندصدایی (multivocal) است. برخی صداها سرکوب یا خاموش شده‌اند، برخی دیگر فعالانه فرد را آزار می‌دهند. درمانگر با ایجاد فضایی امن، به فرد کمک می‌کند فاصله‌ای سالم از صداهای مزاحم بگیرد و به صداهای امیدوار و بالقوه فرصت شنیده شدن بدهد.

نظریه‌ی خود در درمان تجربه‌محور

در این رویکرد، «خود» یک ساختار ثابت نیست؛ بلکه یک فرایند سیال و پویا است:

  • بر اساس نظریه سیستم‌های پویا، خود مثل الگویی است که از تعامل بی‌پایان عوامل شکل می‌گیرد و مدام در حال تغییر و بازسازماندهی است.

  • بر اساس ساخت‌گرایی دیالکتیکی، خود از تعامل بین دو قطب ساخته می‌شود:

    • تجربه‌ی لحظه‌ای (احساسات و بدن).

    • فرایندهای بازتاب و تفسیر (فکر و زبان).

در واقع، ما دائماً بین تجربه کردن و توضیح دادن در رفت‌وآمد هستیم. سلامت روان یعنی بتوانیم هر دو قطب را در هماهنگی نگه داریم.

طرحواره‌های هیجانی

یکی از مفاهیم کلیدی در این رویکرد «طرحواره‌ی هیجانی» است. این طرحواره‌ها مثل بسته‌هایی هستند که شامل:

  • احساسات بدنی،

  • نیازها و تمایلات،

  • خاطرات و باورهای اولیه،

  • و تمایل به عمل.

برای مثال، طرحواره‌ی «تنهایی/طردشدگی» ممکن است شامل:

  • بدن سنگین و پر از تنش،

  • احساس گره در گلو و اشک پشت چشم،

  • تمایل به کناره‌گیری،

  • و فکر «هیچ‌کس مرا نمی‌خواهد» باشد.

این طرحواره‌ها می‌توانند سازگار یا ناسازگار باشند. درمان تجربه‌محور کمک می‌کند طرحواره‌های ناسازگار آشکار شوند و به مرور تغییر کنند.

هیجان به‌عنوان محور تغییر

برخلاف رویکردهایی که بر شناخت تمرکز دارند، درمان تجربه‌محور هیجان را محور تغییر می‌داند. هیجان:

  • سوخت و هدایت‌کننده‌ی فرایند شناخت است.

  • ریشه‌ی تکاملی عمیق‌تری دارد و پیش از زبان عمل می‌کند.

  • اساس دلبستگی، پیوند اجتماعی و تنظیم خود است.

به همین دلیل، درمان تجربه‌محور تلاش می‌کند هیجان‌های سرکوب‌شده (مثل اندوه یا ترس) به سطح بیایند و معنا پیدا کنند.

نمونه‌ای از تعارض درونی: خودانتقادی

خودانتقادی یکی از شایع‌ترین شکل‌های تعارض درونی است. بخشی از فرد نقش «منتقد سختگیر» را می‌گیرد و بخش دیگر «خود آسیب‌پذیر» است که احساس بی‌ارزشی می‌کند.
روش «دو-صندلی» در اینجا به کار می‌رود:

  • فرد در یک صندلی، صدای منتقد را بازی می‌کند («تو هرگز کافی نیستی»).

  • در صندلی دیگر، صدای خودِ آسیب‌پذیر را بیان می‌کند («من احساس بی‌ارزشی می‌کنم»).

با این تکنیک، هیجان‌های سرکوب‌شده آشکار می‌شوند، صدای آسیب‌پذیر نیازهای واقعی خود را بیان می‌کند و منتقد به‌تدریج نرم‌تر شده و به جای سرزنش، به سمت حمایت و ارزش‌های اصیل حرکت می‌کند.

مسائل ناتمام و گذشته

بخشی دیگر از کار درمانی به «مسائل ناتمام» برمی‌گردد؛ یعنی رابطه‌های آسیب‌زای گذشته که هنوز درونی و فعال‌اند (مثلاً والد انتقادگر). درمانگر با تکنیک «صندلی خالی» به فرد کمک می‌کند هیجان‌های فروخورده‌ی خود (خشم، غم، نیاز به تأیید) را خطاب به تصویر درونی آن شخص بیان کند. این کار به بازپس‌گیری قدرت از گذشته و رهایی در زمان حال می‌انجامد.

نتیجه‌گیری

درمان تجربه‌محور بر پایه‌ی این ایده شکل گرفته است که انسان‌ها موجوداتی چندصدایی‌اند. تغییر زمانی رخ می‌دهد که صداهای خاموش یا سرکوب‌شده مجال بیان پیدا کنند و با صداهای دیگر در گفت‌وگو قرار گیرند. از این رهگذر، فرد می‌تواند از دل تعارض و آشفتگی، به سمت انسجام، امید و رشد حرکت کند.

منبع

Whelton, W. J., & Greenberg, L. S. (2004). From discord to dialogue: Internal voices and the reorganization of the self in process-experiential therapy. In H. J. M. Hermans & G. Dimaggio (Eds.), The dialogical self in psychotherapy (pp. 106–123). Brunner-Routledge.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *