کارگاه روانشناسی, مشاوره کودک

با من باش، نه با تصورت از من (چگونه می‌توان کودکی اصیل، رها و صادق پرورش داد؟)

بیشتر والدین با نیت‌های عاشقانه و خیرخواهانه قدم در مسیر فرزندپروری می‌گذارند. اما میان عشق ورزیدن و دیدنِ واقعی کودک، فاصله‌ای وجود دارد که بسیاری از ما ناآگاهانه در آن گیر می‌افتیم. کودک ما کسی نیست که در ذهن‌مان ساخته‌ایم. او انسانی در حال رشد است، با هیجانات، نیازها، ضعف‌ها و ویژگی‌هایی که گاهی با تصورات ما هم‌خوان نیستند. پرسش اصلی این است: آیا ما می‌توانیم با کودک‌مان باشیم، نه با تصورات‌مان از او؟

 

تصورات ذهنی والدین؛ آغاز فاصله گرفتن از کودک واقعی

 

بسیاری از والدین در تلاش برای پرورش «کودک خوب»، الگوهایی ذهنی از یک کودکِ ایده‌آل می‌سازند: همیشه مؤدب، همیشه خوشحال، همیشه موفق. در حالی که کودک واقعی لزوماً این‌گونه نیست. گاهی خسته است، گاهی ترسیده، گاهی عصبانی، گاهی بی‌انگیزه. در چنین شرایطی، اگر والد تنها با تصویر ذهنی خود در ارتباط باشد، کودک یاد می‌گیرد برای پذیرفته شدن، باید خود واقعی‌اش را پنهان کند و نقاب بزند.

نقاب‌هایی مانند «بچه خوب»، «قوی باش»، «همیشه بخند» به ظاهر بی‌ضررند اما در عمل، کودک را از تجربه‌ی کامل هیجاناتش محروم می‌کنند و به مرور، او را از خود اصیلش دور می‌سازند.

 

چرا کودک نقاب می‌زند؟

 

روانشناسانی مانند دونالد وینیکات و دانیل سیگل تأکید دارند که کودک برای بقا در محیط خانواده، خیلی زود می‌آموزد که چگونه خود را مطابق خواسته‌های والدین تنظیم کند. اگر کودک تجربه کند که در زمان خشم، طرد می‌شود یا در هنگام ترس، نادیده گرفته می‌شود، یاد می‌گیرد که هیجاناتش را پنهان کند. این پنهان‌کاری، بذر شکل‌گیری «خودِ کاذب» است.

در بلندمدت، کودک نقاب‌زده ممکن است:

 

  • اعتماد به نفس واقعی نداشته باشد.

  • از هیجانات خود جدا شود و دچار گسست هیجانی شود.

  • در نوجوانی و بزرگسالی، در ایجاد روابط صادقانه ناتوان باشد.

 

 

چگونه کودک اصیل پرورش دهیم؟

 

برای پرورش کودک اصیل، والدین نیاز دارند ابتدا خود را از تصورات قالبی آزاد کنند و یاد بگیرند «با کودک» باشند، نه با ذهنیتی از آنچه باید باشد. در ادامه، چند راهکار کلیدی ارائه می‌شود:

 

۱. تمرین حضور بی‌قضاوت

 

یکی از عمیق‌ترین اشکال ارتباط با کودک، «بودن» در کنار اوست بدون قضاوت، تحلیل یا اصلاح. این نوع حضور، به کودک احساس دیده شدن و پذیرفته شدن می‌دهد. گاهی فقط نگاه کردن با توجه، بدون توصیه، مهم‌تر از هر نصیحت و آموزش است.

 

۲. تغییر در زبان روزمره

 

کلمات بار معنایی پنهانی دارند. عباراتی مانند «آفرین دختر خوب» یا «پسر قوی» می‌تواند ناخواسته پیام دهد که اگر خوب یا قوی نباشی، دوست‌داشتنی نیستی. بهتر است از عباراتی استفاده شود که تلاش، احساس و انتخاب کودک را بازتاب دهند، نه صفات کلی او را.

مثال‌هایی از جایگزین مناسب:

 

  • به جای «چقدر خوبی»، بگویید: «دیدم که با خواهرت بازی کردی، خیلی خوشحال شدم.»

  • به جای «تو خیلی شجاعی»، بگویید: «با اینکه ترسیده بودی، امتحانش کردی. این خیلی ارزشمنده.»

 

Young couple with baby in the morning | Premium Photo

۳. به هیجانات نه نگویید

 

کودک برای شکل‌گیری سلف سالم، نیاز دارد هیجاناتش را بشناسد، بیان کند و پاسخ امن دریافت کند. اگر خشم، ترس یا حسادت کودک نادیده گرفته شود یا سرکوب شود، او یاد می‌گیرد که احساساتش خطرناک یا اشتباه‌اند. به جای ساکت کردن یا اصلاح هیجان، ابتدا باید آن را به رسمیت شناخت.

مثلاً:

 

  • «می‌فهمم که عصبانی شدی چون نمی‌خواستی اسباب‌بازی‌ات را بدهی.»

  • «حق داری بترسی. اگه خواستی می‌تونی بغلم کنی.»

 

 

۴. پذیرش تفاوت‌های فردی کودک

 

یکی از شایع‌ترین دلایل دور شدن از کودک واقعی، تلاش برای شبیه‌سازی او به انتظارات والدین است. ممکن است پدر و مادری درون‌گرا، کودکی برون‌گرا داشته باشند؛ یا والدین اهل برنامه‌ریزی، فرزندی با روحیه‌ی خلاق و غیرساختاری. شناخت و پذیرش تفاوت‌ها به کودک فرصت رشد در مسیر خودش را می‌دهد.

 

۵. بازبینی تصورات والدانه

 

توصیه می‌شود والدین به طور منظم از خود بپرسند:

 

  • آیا کودک من واقعاً این ویژگی را دارد یا من می‌خواهم این‌گونه باشد؟

  • آیا من به نیاز واقعی کودک پاسخ می‌دهم یا به تصویری ذهنی از او؟

  • آیا واکنش من به او، نتیجه‌ی مشاهده است یا قضاوت؟

 

پاسخ به این پرسش‌ها، نقطه‌ی شروعی برای بازگشت به ارتباط اصیل است.

 

کارگاهی برای والدینی که می‌خواهند «واقعی» باشند

 

در کلینیک «تجربه امن»، کارگاهی با عنوان «با من باش، نه با تصورت از من» ویژه‌ی والد و کودک زیر ۳ سال برگزار می‌شود. در این کارگاه، والدین یاد می‌گیرند:

 

  • چگونه کودک را بدون نقش‌ها و تصورات ذهنی ببینند.

  • چگونه پاسخ‌هایی امن و همدلانه به هیجانات کودک بدهند.

  • چگونه از نقش والد همه‌چیزدان فاصله بگیرند و به همراهی واقعی با کودک برسند.

 

این کارگاه، فرصتی است برای تجربه‌ی زیسته‌ی والدگری اصیل؛ جایی که والد و کودک، هر دو شنیده می‌شوند و هر دو می‌آموزند که بودن، مهم‌تر از ساختن است.

 

نتیجه‌گیری

 

کودک برای رشد سالم، بیشتر از آموزش، به «دیده شدن» نیاز دارد. نه دیده شدن از میان فیلترِ تصویر ذهنی والد، بلکه از منظر پذیرش کاملِ خود واقعی‌اش. اگر والد بتواند با خودش صادق باشد، نقاب‌هایش را بشناسد و کنار بگذارد، کودک هم یاد می‌گیرد که خودش بودن، امن است.

والدگری اصیل، کار ساده‌ای نیست. اما از دل همین چالش است که عمیق‌ترین پیوندهای انسانی شکل می‌گیرند. و از دل همین پیوندهاست که کودکی اصیل، با هویتی سالم و صادق، قدم به جهان می‌گذارد.

برای اطلاع از تاریخ برگزاری این کارگاه و ثبت‌نام، می‌توانید با این شماره در ارتباط باشید 09103401905.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *