اضطراب یکی از پیچیدهترین و در عین حال رایجترین تجربههای روانی است که تقریباً همه انسانها در زندگی خود آن را لمس کردهاند. اما این پرسش اساسی باقی میماند که اضطراب واقعاً چیست؟ آیا فقط یک واکنش هیجانی گذراست یا نشانهای از یک وضعیت عمیقتر روانی؟ رویکرد گشتالت به اضطراب پاسخی متفاوت و عمیق ارائه میدهد: اضطراب یعنی مقاومت در برابر پذیرش تجربه کامل.
پذیرش کامل تجربه: کلید فهم اضطراب
در نگاه گشتالت، هر انسانی مجموعهای از احساسات، افکار و تجربیات زنده است که باید به طور یکپارچه و کامل تجربه شود. وقتی فرد نمیتواند یا نمیخواهد بخشی از این تجربهها را بپذیرد، مقاومت ایجاد میشود. این مقاومت باعث میشود که تجربه ناقص باقی بماند و اضطراب به عنوان پیام هشدار و زنگ خطر روانی ظاهر شود.
به عبارت دیگر، اضطراب یعنی فرد به دلیلی از پذیرفتن یا روبهرو شدن با یک بخش از وجود خود طفره میرود. این بخش میتواند شامل ترس، خشم، اندوه، یا هر احساس دیگری باشد که به طور طبیعی باید تجربه و سپس رها شود.
چرا مقاومت میکنیم؟
مقاومت در برابر پذیرش تجربه کامل اغلب ریشه در ترسها و اجتنابها دارد:
-
ترس از درد یا رنجی که ممکن است تجربه آن احساسات به همراه داشته باشد.
-
ترس از تغییر در هویت یا دیدگاه نسبت به خود و جهان.
-
ترس از از دست دادن کنترل بر احساسات یا شرایط.
این ترسها باعث میشود فرد احساسات یا واقعیتهایی که برایش دردناکاند را نادیده بگیرد یا انکار کند. در نتیجه، تجربه کامل نشده باقی میماند و اضطراب نمود پیدا میکند.
اضطراب به عنوان حلقه باز در تجربه وجودی
تصور کنید ذهن و بدن ما مانند چرخهای هستند که مداوم باید نیازها، احساسات و تجارب را دریافت، پردازش و رها کنند. اگر در این چرخه اختلال یا توقفی پیش بیاید، حلقهای باز یا ناقص شکل میگیرد. این همان جایی است که اضطراب به وجود میآید؛ نشانهای که میگوید تجربهای هنوز کامل نشده است.
مثلاً فردی که خشم خود را ابراز نمیکند، در واقع حلقه تجربه خشمش را باز نگه داشته است. این باز بودن باعث ایجاد تنش و اضطراب در او میشود، حتی اگر به ظاهر آرام به نظر برسد.
اضطراب و حضور در «اینجا و اکنون»
یکی از نکات مهم در نگاه گشتالت، حضور در لحظه حال و تجربه کامل آن است. اضطراب زمانی شدت مییابد که فرد نتواند در لحظه حاضر باشد و بخشهایی از ذهنش در گذشته یا آینده گرفتار شدهاند. این عدم حضور باعث میشود آگاهی او نسبت به تجربه واقعی خود کم شود و اضطراب به عنوان واکنش به این بیتوجهی بروز کند.
تجربه جسمانی اضطراب: پیامآور یکپارچگی از دست رفته
اضطراب تنها یک پدیده ذهنی نیست، بلکه به شدت در بدن نیز تجربه میشود. احساسات اضطرابی معمولاً با علائم جسمانی مانند تنگی نفس، تپش قلب، تعریق و تنش عضلانی همراهاند. این علائم نشاندهنده فاصله بین ذهن و بدن است؛ فاصلهای که از ناتوانی در تجربه کامل و یکپارچه احساسات ناشی میشود.
پذیرش اضطراب: راه بازگشت به یکپارچگی
برای گشتالت، کلید بازگشت به سلامت روانی و کاهش اضطراب، پذیرش کامل آن است. پذیرش اضطراب به معنی رویارویی با آن بدون قضاوت، ترس یا مقاومت است. وقتی فرد بتواند اضطراب خود را بپذیرد، چرخه ناتمام تجربه بسته میشود و جریان طبیعی زندگی دوباره برقرار میگردد.
چگونه میتوان اضطراب را پذیرفت؟
پذیرش اضطراب نیازمند حرکت از مقاومت به آگاهی است:
-
توجه و آگاهی به لحظه حال و تجربه زنده اضطراب.
-
اجازه دادن به خود برای احساس کامل هیجانات مرتبط با اضطراب.
-
کاهش قضاوت و سرزنش خود بابت وجود این احساسات.
-
اضطراب فرصتی برای خودشناسی و رشد
با پذیرش اضطراب، این تجربه که در ابتدا به نظر میرسد مانعی برای زندگی است، به فرصتی برای بازگشت به خود واقعی تبدیل میشود. اضطراب پیام درونی است که به ما میگوید بخشی از تجربه ما هنوز ناپذیرفته مانده و نیاز به توجه و تکمیل دارد.
جمعبندی
اضطراب در نگاه گشتالت، نه یک بیماری، بلکه نشانهای از مقاومت در برابر پذیرش کامل تجربه زندگی است. این مقاومت باعث میشود بخشی از تجربه زنده ما ناقص باقی بماند و اضطراب به عنوان هشدار داخلی نمایان شود. پذیرش کامل اضطراب، کلید بازگرداندن یکپارچگی وجودی و جریان طبیعی تجربه است. وقتی این پذیرش اتفاق بیفتد، اضطراب دیگر دشمن نیست بلکه معلمی است که ما را به سوی رشد و سلامت روانی هدایت میکند.
