گاهی وقتا شرایط زندگی سخت میشه. قیمتها بالا میره، حقوقها کمه، یا یکی از پدر و مادرها کارش رو از دست میده. این اتفاق ها برای خیلی از خانوادهها پیش میاد. وقتی مامان یا بابا نگران پول باشن، انگار یه ابر خاکستری میاد و روی خونه سایه میندازه. حتی اگه بچهها هنوز کوچیک باشن، خیلی خوب این سایه رو حس میکنن.
وقتی حال پدر و مادر خوب نیست، حال بچه هم خوب نیست
بچهها شاید آگاه نباشند «تورم» یا «اقتصاد» یعنی چی، اما خیلی خوب حال پدر و مادرشون رو میفهمن. اگه مامان همیشه نگران باشه، یا بابا بیحوصله و خسته باشه، کودک میفهمه که یه چیزی درست نیست. ممکنه فکر کنه خودش باعث این ناراحتی شده، یا نگران بشه که دیگه مثل قبل دوستش ندارن. در حالی که اصلاً تقصیر اون نیست.
تغییرهایی که تو خونه دیده میشه
وقتی اوضاع مالی سخت میشه، خیلی چیزها توی خونه عوض میشه. مثلاً:
• دیگه خبری از خرید اسباببازیهای جدید نیست.
• کلاس زبان یا ورزش بچه لغو میشه.
• مسافرتها کنسل میشن.
• مامان یا بابا بیشتر تو خونهان، ولی خوشحال نیستن.
شاید این تغییرها از نظر بزرگترها خیلی مهم نباشه، اما برای یه کودک که به یه نظم و روال خاص عادت کرده، این موارد میتونه حسابی ناراحتکننده باشه.
نگرانی مالی چه تاثیری روی پدر و مادر داره؟
وقتی پدر یا مادر نگران پول هستن، ذهنشون مدام درگیره. ممکنه شبها خوب نخوابن، یا زود عصبانی بشن. گاهی حتی حوصله بازی یا حرف زدن هم ندارن. این باعث میشه که از نظر احساسی، کمتر کنار کودک باشن و کودک این نبودن عاطفی رو خیلی زود حس میکنه.
بچهها دنبال پول نیستن، دنبال توجه هستن.
برای بچهها مهمترین چیز توجه، محبت و وقتی هست که پدر و مادر بهشون میدن. اونا دلشون میخواد مامان و بابا باهاشون بازی کنن، به حرفاشون گوش بدن و بغلشون کنن. بچهها لازم ندارن گرونترین کفش یا لپتاپ رو داشته باشن. اونا فقط دوست دارن احساس امنیت و عشق کنن. ولی وقتی پدر و مادر غرق نگرانیهای مالی هستن، ممکنه نتونن این عشق و توجه رو نشون بدن.
بعضی وقتا سختیها یه چیز خوب هم با خودشون میارن
در بعضی خانوادهها، وقتی پدر یا مادر کارشون رو از دست میدن، وقت بیشتری دارن که با بچهها باشن. بعضی بچهها گفته بودن: «وقتی بابام بیکار شد، بیشتر باهام بازی میکرد» یا «مامانم دیگه عجله نداشت منو برسونه مهدکودک، با هم صبحونه میخوردیم». این یعنی حتی توی شرایط سخت، اگه پدر و مادر بتونن از لحظهها درست استفاده کنن، کودک احساس امنیت و شادی بیشتری میکنه.

چه کارایی میتونیم بکنیم تا حال بچهها بهتر باشه؟
۱. با کودکت حرف بزن.
اگه چیزی تو خونه تغییر کرده، بهتره با کودک به زبان خودش صحبت کنی. مثلاً بگی: «الان یه ذره باید کمتر خرج کنیم تا بتونیم راحتتر زندگی کنیم، ولی هنوزم خیلی دوستت داریم.»
۲. حضور داشته باش، حتی اگه خستهای.
اگه فقط چند دقیقه در روز حواست کامل به بچهات باشه، براش خیلی ارزش داره. مثلاً ۱۰ دقیقه بدون گوشی باهاش بازی کن.
3. احساست رو پنهون نکن، ولی نترسون.
اگه ناراحتی یا استرس داری، میتونی به بچه بگی: «امروز یه کم نگرانم، ولی میدونم که بهتر میشه.» این باعث میشه بچه بفهمه که احساساتش طبیعیه، ولی نترسه.
4. از اطرافیان کمک بگیر.
لازم نیست همه بار رو تنهایی به دوش بکشی. میتونی از خانواده، دوستها یا مشاور مدرسه کمک بخوای تا شرایط راحتتر بشه. شرکت در گروه درمانی هایی که برای والدین هستند، فوق العاده است و باعث میشه شنیده بشی و احساس تنهایی نکنی.
5. بذار کودکت احساس مفید بودن کنه.
مثلاً ازش بخوای توی خرید کمک کنه یا باهات شام درست کنه. این باعث میشه احساس مهم بودن کنه.
نقش جامعه چیه؟
مدرسهها، معلمها، مشاورها و حتی همسایهها میتونن به خانوادههایی که تحت فشار اقتصادی هستن کمک کنن. مثلاً:
• معلمها اگه ببینن یه کودک حواسش پرته یا ناراحته، باهاش حرف بزنن.
• مشاور مدرسه کلاسهای گفتوگو درباره احساسات بذاره.
• همسایهها اگه دیدن یه بچه زیاد تنهاست، بهش محبت نشون بدن.
در آخر چی مهمه؟
پول مهمه، اما عشق مهمتره.
کودکها به چیزهای زیادی نیاز ندارن؛ اونا فقط دلشون میخواد حس کنن که دوستشون داریم، کنارشون هستیم و بهشون توجه میکنیم.
اگه شرایط مالی سخت شده، عیب نداره. زندگی همیشه بالا و پایین داره.
ولی توی این بالا و پایینها، نذاریم بچهها تنها بمونن. با عشق و توجه، میتونیم دلشون رو گرم نگه داریم، حتی اگه جیبمون خالی باشه.