گاهی اوقات پیش می آید، بی آنکه بدانیم چرا، تنبل میشویم! گویی میل به انجام هیچ کاری نداریم، نمیخواهیم از خانه بیرون برویم، اتاق مان را مرتب کنیم، درس بخوانیم، تلاش کنیم و در واقع کار خاصی انجام نمی دهیم و فقط می خواهیم بخوابیم و هیچ کاری نکنیم یا حتی کار کنیم ولی کار خاصی انجام ندهیم: مثلا در یک فروشگاه ساعتها قدم بزنیم اما چیزی نخریم، بیشتر در حمام بمانیم، شستن ظرفها را طولانی کنیم، ساعت ها پشت پنجره بشینیم و فقط نگاه کنیم و…. چنین شرایط و موقعیتی اگر مدام تکرار شود ممکن است از سمت دیگران و خودمان این حرف را بشنویم که تنبل هستیم. تنبل بودن، معمولا تعبیر خوبی ندارد و هیچ کس دلش نمی خواهد که تنبل باشد، مگر غیر ازین است که تنبلی می تواند ما را از اهداف مان دور کند؟ و متضاد رشد کردن است؟
نگاهی متفاوت به تنبل بودن
اما اجازه دهید به تنبلی به گونه ای دیگر نگاه کنیم، چرا که همیشه طرز نگاه ما به مسائل شفا بخش هستند و می توانند، جهان درونی ما را تغییر دهند. اگر موضوع را از منظری دیگر مورد بررسی قرار دهیم، می توان به این اندیشه رسید که تهدید اصلی ما برای شادی و پیشرفت، کار نکردن نیست، بلکه شاید تهدید اصلی به اندازه کافی تنبل نبودن است! اما منظور از به اندازه کافی تنبل نبودن چیست؟ (اجازه دهید جلوتر متوجه خواهید شد)
بیکار بودن به این معنا نیست که ما بی خیال پیشرفت و اهداف مان شده ایم و هیچ کاری برای آن انجام نمی دهیم، بلکه برعکس ما در درون اعماق وجودمان درگیر مسائل و موضوعاتی هستیم که بسیار مهم و دشوار هستند. ما با هیچ کاری نکردن یا با انجام کارهای روزانه مثل ظرف شستن، زل زدن به پنجره، ساعتها چرخیدن در فروشگاه و…. گویی می توانیم در زمان حال زندگی کنیم و مهم تر از آن به نتیجه و دستاورد ها فکر نمیکنیم که مثلا این ظرف شستن چه نتیجه ایی برای ما خواهد داشت؟! ما برای تصمیم گیری و نتایجی که می توانند بر زندگی ما اثر بگذارند، باید به بخش هایی از درون مان سربزنیم که بسیار عمیق هستند و چندان هم برایمان خوشایند نیستند، البته این را باید در نظر گرفت که اکثر ما به این موضوع آگاه نیستیم و فقط ناراحتیم ازینکه تنبل هستیم و زندگی را آنگونه که می خواهیم پیش نمی بریم.

چطور می توان به بخش عمیق درون سفر کرد؟
برای سفر به درون، نیاز است تا آرام آرام پیش برویم و تنها زمانی می توان وارد دنیای عمیق درون شویم که شجاعت این را داشته باشیم که خودمان را تحت تاثیر اقدامات فوری قرار ندهیم. منظور از اقدامات فوری همین کارهایی است که در بالاتر در مورد آنها صحبت کردیم مانند ساعت های طولانی خوابیدن، نگاه کردن، چرخیدن در خیابانها، فروشگاه ها و….. شاید در این لحظات از نگاه دیگران و خودمان کار خاصی انجام نمی دهیم، اما در درونمان با مسائل دشواری درگیر هستیم که توان روبرو شدن با آنها را نداریم.
افرادی که بیش از حد کار می کنند، یعنی با دنیای درونی شان بیشتر در صلح هستند؟
جواب این سوال خیر است چرا که هر گاه پای افراط و تفریط به میان می آید، یعنی یک اتفاق یا مسئله، در حال سرکوب شدن است! اگر فردی مدام در حال کار کردن است و حتی یک زمان خیلی کوتاه هم به خود اختصاص نمی دهد می توان به این معنا باشد که می خواهد از طریق کار کردن زیاد، احساسات واقعی خود را نبیند و در حال اجتناب کردن از خود است! انگار که این افراد از مشغله ی کاری خود به عنوان نوعی حواس پرتی استفاده می کنند. خیلی اوقات ممکن است خود ما این افراد را تشویق کنیم و بگوییم که چقدر پر تلاش هستند. اما واقعیت این است که باید اعتبار را به فردی داد که در کنار تلاش کردن، زمانی را نیز صرف خود و نیازهای درونی شان می کنند! می توان گفت شجاعت فقط این نیست به دور دنیا سفر کنیم، بلکه می تواند این باشد که سفر درونی خود را شروع کنیم و اجازه دهیم تا آرام آرام به عمق جانمان نفوذ کنیم و ببینیم که واقعا چه نیازهایی داشتیم و داریم که در حال نادیده گرفتنشان هستیم؟
هیچ کاری نکردن واقعا چه معنایی دارد؟
هدف از هیچ کاری نکردن می تواند پاکسازی درونی باشد به این معنا که در طول روز اتفاقات گوناگونی رخ می دهد که می تواند هیجانات و احساسات مختلفی را در ما بیدار کنند که اگر بخواهیم آگاهانه به آنها بپردازیم باید ساعتها زمان صرف آن کار کنیم، برای همین ترجیح می دهیم خود را غرق کاری کنیم که خیلی ما را از لحاظ احساسی و هیجانی درگیر نمی کند!
سخن پایانی:
اگر احساس تنبلی می کنید، شاید بهترین کار این باشد که فکر کنید چیزی در درون شما در حال تولد است و هر بار با پس زدن آن، گویی زمان تولد را به تعویق می اندازید! اینبار که احساس تنبلی کردید، به خود کمی زمان دهید و ببینید که واقعا چه چیزی پشت این رفتار است؟ چه چیزی در درون شما در حال نادیده گرفته شدن است؟ آیا از نتیجه می ترسید؟ فکر میکنید که توانمند نیستید و هزاران دلیل دیگر که میتوانید تنها با فکر کردن، به آنها برسید، فقط فراموش نکنید که این مسیر نیاز به صبر بسیار دارد.