روانشناس بالینی

یک درمانگر توانمند برای مراجع چه کار میکند که خودش نمی تواند؟

خیلی اوقات در بین عموم دیده می شود که می گویند؛ بهترین درمانگر و دوای درد هر کسی خود اوست، چرا که هیچ کس بهتر از خود ما نمی داند که در درونِ ما چه می گذرد. اما آیا این حرف درست است؟ اصلا یک درمانگر خوب چه کاری انجام می دهد که می تواند به ما کمک کند؟ اتفاق جالب و حیرت انگیزی که در اتاق درمان پیش می آید، این است که موضوع یا مسئله ی در حال گفت و گو، از چهار زاویه ی دید، بررسی می شود. یک نگاه مخصوص مراجع است و او دیدگاه خود را بیان می کند، یک دیدگاه مخصوص درمانگر است، اینکه او چطور موضوع را میبیند، دیدگاه سوم اما دیدگاهی است که از طریق علم و دانش درمانگر برای او واضح و روشن می شود، اما دیدگاه چهارم، دیدگاه حیرت انگیزی است، نقطه نظری که نه درمانگر و نه مراجع از آن آگاه نیستند و با کاوش های فراوان و برگزاری جلسات مکرر درمان، به آن می رسند. یک جمله ی عمیق هست که می گوید: مشکلی که مراجع در جلسه ی اول به خاطر آن وارد اتاق درمان می شود، مشکل و موضوع اصلی او نیست! تا اینجای کار به صورت کلی توانستیم درک کنیم که یک درمانگر خوب چطور می تواند متفاوت از اطرافیان و دوستان ما حال ما را خوب کند اما در ادامه قصد داریم تا ببینیم که یک روانشناس متخصص چطور می تواند زندگی ما را از تاریکی وارد نور و حس خوب کند؟

 روشن سازی سازگاری های ناسالم

یک درمانگر توانمند، با حساسیتی عمیق، مراجع را ترغیب می کند تا به ناسازگاری های خود از دید تطبیقی نگاه کند. اما این جمله چه معنایی دارد؟ اجازه دهید معنای این جمله با یک مثال توضیح دهیم: فردی را تصور کنید که در حال سرکوب کردن احساسات و عواطف خود است، طبیعی است که سرکوب کردن احساسات، کارّ سازگارانه ای نیست، اما اگر دلیل این سرکوب این باشد که او می خواهد از دردناک ترین اتفاقات زندگی خود رها شود چه؟ یک روانشناس خوب و  درمانگر توانمند با ظرافتِ تمام، به مراجع می گوید که چقدر واکنشِ او نسبت به دردی که تجربه کرده است منطقی بوده و او برای حفظ امنیت خود، دست به این کار زده است، اینگونه است که ذهنِ مراجع روشن می شود و این شناخت و روشنایی، نقطه شروع تغییر است.

گذر از سازگاری های ناسالم

درمانگر توانمند با همدلی و تحلیل، به مراجع کمک می کند تا ریشه ی رفتار های خود را پیدا کند تا اینگونه روشی تازه برای بودن پیدا کند. او به ما اطمینان می دهد که راهکارهایی که اتخاذ کرده ایم، عجیب و دور از منطق نبوده اند، بلکه برای یک کودک بیش از حد هوشمندانه و خلاق بوده اند. اما الان زمان آن فراسیده که از دفاع های قدیمی دست بکشیم و با نگاهی جدید به زندگی بزرگسالی خود نگاه کنیم.

آگاه سازی و درک ناهشیار

روانشناس خوب و متخصص مانند یک نور است، نوری که به خودی خود موجب روشنایی می شود. او با نگاه تیز بین خود بین اکنون ما و تجربیات گذشته، پیوند میزند و ما را متوجه علت رفتارهایمان می کند. برای مثال: بزرگسالی که در برابر محبت و عشق دیگران، معذب می شود و عشق را به معنی لطف تعبیر میکند، متوجه می شود که دلیل رفتار او، والدین اش بوده اند که بابت هر حق طبیعی که به عنوان کودک داشته، منت بر سر او گذاشته اند!

کاهش الزام ها و باید ها:

یک درمانگر توانمند و حاذق، با دقت، به باید ها و الزام های ما در زندگی گوش می دهد و آنها را بررسی می کند و در می یابد که بسیاری ازین الزام ها تنها یک استراتژی انطباقی در دوران کودکی بوده اند. استدلال های ذهن یک کودک، که حالا بزرگ شده است و زیر بار این باور های غیر منطقی در حال زجر کشیدن است. روانشناس خوب بالینی با زیر سوال بردن این استراتژی ها، ایجاد بینش در مراجع و مطرح کردنِ گزینه های پیشنهادی به مراجع کمک می کند تا خود را از زیر بار فشاریی که احساس می کند، نجات دهد.

تعدیل تصور از خود:

تصویری که ما از خودمان داریم، به طور قابل توجهی گره خورده است به دیدگاهی که اطرافیان و والدین مان نسبت به ما داشته اند، اینکه آنها ما را چطور دیده اند، بر نگاهی که ما نسبت به خود داریم، بسیار اثرگذار است. گرچه شاید الان به خاطر نیاوریم که والدینمان با ما چطور برخورد کرده اند، اما در عمق ناخودآگاهمان، تک تک رفتار ها، نگاه ها و حرف ها جا خوش کرده اند و امروز در بزرگسالی ما را آزار می دهند! جملاتی که در ناخودآگاه تکرار می شوند و بر رفتار ظاهری ما اثر می گذارند؛ می توانند چیزی شبیه به این جملات باشند: من زشتم! من که چیزی سرم نمیشه. من خیلی حرف میزنم و …. شاید به خود بگویید والدین من هیچگاه اینطوری با من صحبت نکرده اند! درست است که شاید  مستقیم چیزی نگفته باشند ، اما رفتارشان چی؟ نگاهشان چطور؟ این موضوعات تک به تک در اتاق درمان بررسی می شوند و اینگونه می شود که مراجع به تدریج هشیار می شود.

پذیرفتن خود و کاهش دوری

در اتاق درمان، درمانگرِ متخصص، با مهربانی و گشاده رویی ما را تا تاریک ترین بخش های وجودمان همراهی می کند. او با پذیرش و همدلی به ما کمک می کند تا نترسیم و بخش های پنهان وجودمان را آشکار کنیم. ارتباطی که بین ما و درمانگر شکل می گیرد به ما کمک می کند تا این رابطه را در روابط بین فردی مان هم تکرار کنیم و فرصتی ایجاد کنیم تا دیگران ما را با تمام پستی و بلندی ها و نقص هایی که میتوانیم داشته باشیم، دوستمان داشته باشند.

کاوش در اتاق های بیشتری از ذهنمان

کنجکاوی در دنیای درونی، کار آسانی نیست. در اتاق های ذهن ما، تجربیات گوناگون و دردناکی وجود دارد که به تنهایی نمیتوان به آنها پرداخت و حتما نیاز به درمانگری حاذق دارد که در برابر تجربیاتِ تلخ ما با آرامش و امنیت از احساسات مان بپرسد. درمانگر توانمند، ما را در سخت ترین شرایط می بیند ولی همچنان بیش از هر چیزی به احساسات ما اهمیت می دهد نه هیچ چیز دیگری!

تجربه ی گسست و ترمیم

طبیعتا هیچ درمانگری عاری از خطا و اشتباه نیست و ممکن است در اتاق درمان، مرتکب اشتباه شود و حرفی بزند، نگاهی کند و در یک کلام رفتاری انجام دهد که ما را آزرده خاطر کند. اما اتفاق طلایی زمانی رخ می دهد که مراجع، اشتباه او را گوشزد کند و او نه عصبانی شود، نه واکنش تندی نشان دهد، نه انکار کند و یا نه مقاومت کند! بلکه او آنقدر بالغ و آموزش دیده است که با آرامش بگوید: آهان، میشه بیشتر برام توضیح بدی، درسته، حس میکنم نا امیدت کردم  و ازت عذر میخوام” . این تجربه یک اتفاق بی نظیر و التیام بخش در اتاق درمان است که می تواند رابطه را نه تنها ترمیم، بلکه وارد سطح بالاتری کند که مراجع قطعا به آن نیاز دارد.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *