روانشناس بالینی, مشاوره فردی

اگر تصمیم گیری برای شما سخت است، کافیه این مقاله را بخوانید

چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، زندگی سراسر تصمیم و انتخاب کردن است: از انتخاب ژاکت بگیرید تا انتخاب یک شغل جدید، پختن غذا، بیرون رفتن با دوستان و… بعضی تصمیمات آسان و ساده هستند و برخی بزرگ و اساسی می باشند؛ اما نکته ی مهمی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که تصمیمات ما نقش بسیار مهمی در نحوه ی بودن ما و طی شدن مسیر زندگی ما دارند. از آنجایی که تصمیم گیری و انتخاب کردن، پیامد های منحصر به فرد خود را دارند، عموما برای افراد چالش برانگیز هستند. برای بعضی ها حتی یک تصمیم ساده، مانندِ یک تصمیم گیری بزرگ، می تواند سخت و طاقت فرسا باشد. اگر شما نیز در تصمیم گیری دچار مشکل شده اید و نمیدانید که باید چیکار کنید، در این مقاله به 3 مانع مهم در روند تصمیم گیری خواهیم پرداخت که با آگاهی از آنها، میتوان روند تصمیم گیری را آسان تر کرد.

 

یک) درگیر خودسرزنشی هستید یا کمال گرایی دارید:

اگر شما درگیر خود سرزنشی باشید، بابت هر اشتباه و خطایی، به خودتان سخت میگیرید و اگر کمال گرا باشید انتظار دارید تا هر چیزی به بهترین نحو ممکن پیش برود؛ از انتخاب لباس گرفته تا غذایی که پخته اید و …. در چنین شرایطی، ذهن شما حول و حوش یک چک لیست انتقادی پرسه میزند و  بابت هر تصمیمی که میگیرید از شما می پرسد : این واقعا همون چیزی هست که میخواستم؟ دارم بیش از حد اهمیت میدم یا واکنش نشون میدم؟ الان زمان مناسبی هست؟ دیگران چه فکری می کنند؟

پیامد:

اگر شما خودسرزنشی داشته باشید و یا با کمال گرایی درگیر باشید، شروع میکنید به افکار و رفتار وسواسی و آن چک لیست انتقادی بزرگ و طولانی تر می شود و در نتیجه فشار مضاعفی را به خود وارد می کنید تا از هر گونه اشتباه و خطایی جلوگیری کنید.

راه حل :

ذهن شما در حال تکرار و گفتن این گزاره است که، تنها راه برای حل کردن مشکلات و کمتر خطا کردن، سخت تر کار کردن و اطلاعات بیشتری بدست آوردن است. اما مسئله ی اصلی این نیست که چه بگویید یا چه کاری انجام دهید، بلکه موضوع اصلی ذهن انتقاد گر شما هست که شدیدا شما را تحت فشار قرار داده است و بابت هر تصمیم کوچکی، اوضاع را سخت می کند. شاید زمان آن فردا رسیده که از ذهن منطقی تان استفاده کنید و درک کنید که وزن تصمیمات یکسان نیستند (برای مثال انتخاب شغل مهم تر از انتخاب شام شب است). نکته ی بعدی که باید به آن توجه کنید حرکت رو به جلو است. تمام تلاش خود را بکنید که به سمت جلو حرکت کنید این حرکت رو به جلو می تواند کمک گرفتن از دیگران، ابراز وجود و… باشد. یک کودک زمانی که در حال یادگیری راه رفتن است، با قدم های کوچک و بزرگ، به جلو حرکت می کند و همین قدم ها، به اون نشان میدهند که مرحله ی بعدی چیست و باید چکار کند؟

 

دو) شما نگران این هستید که در آینده پشیمان شوید:

حتی اگر بدانید که چه چیزی می خواهید، ممکن است در مورد نتایج آن در آینده نگران باشید. به این مثال ها با دقت توجه کنید، شما کار مورد علاقه تان را بدست می آورید ولی مجبور می شوید که استعفا دهید، برای صحبت کردن با شریک عاطفی تان قدم برمیدارید ولی اوضاع خوب پیش نمی رود و رابطه تان به جای آنکه بهبود پیدا کند، آشفته تر می شود و بسیاری مثال های دیگر که در آنها بین نتیجه با قصد و نیت ما تفاوت وسیعی دارد.

پیامد:

وسواس داشتن در مورد آینده، اعتماد به نفس ما در تصمیم گیری را تحت شعاع قرار میدهد.

راه حل :

واقعیت این است که نمیتوان آینده را کنترل کرد اما به یاد داشته باشید که گذشته ی شما از طریق کارهایی که در “زمان حال” در حال انجام دادنشان هستید، مدام در حال تکرار شدن است. اگر دو سال بعد از شغلی که امروز انتخاب کرده اید، راضی باشید از خودتان بابت این تغییر شغلی تشکر میکنید و از خودتان می پرسید که چرا زودتر این کار را نکرده بودم ولی اگر دو سال بعد از لحاظ شغلی در جایگاه خوبی نباشید، به خودتان می گویید که ای کاش در شغل قبلی می ماندم. همانطور که میبینید افکار و باورهای آدمی بسته به شرایط متغیر هستند و ثابت نیستند. به این جمله توجه کنید: بهترین کاری که میتوانید انجام دهید، کاری است که “اکنون” میتوانید انجام دهید. آینده قابل پیش بینی نیست و تنها کاری که میتوانید برای مشکلات آینده انجام دهید این است که در هنگام بروز و ظهور مشکلات، با آنها مقابله کنید و ببینید که چطور میتوانید اوضاع را مدیریت کنید؟

Missed Antidepressant Dose

سه) شما نگران این هستید که دیگران انتخاب ها و تصمیم های شما را قضاوت کنند.

افراد بسیاری وجود دارند که از تصمیم گیری میترسند به این خاطر که نگرانند دیگران در مورد آنها چه فکری می کنند؟ این باور به زمان کودکی برمی گردد، کودکی که یادگرفته است من فقط زمانی میتوانم خوشحال باشم که دیگران خوشحال باشند.

پیامد:

ترس از قضاوت شدن، قابل درک است ولی راه حل نیست. شما نمیتوانید نسبت به تمام جهان حساس باشید. با نگاه کردن مداوم به تماشاگران زیادی که بالای سر شما هستند، فلج می شوید و از کار می افتید.

راه حل :

شما ممکن است بخواهید با افراد نزدیک زندگیتان در مورد تصمیمات خود صحبت کنید، اما این را بدانید که توافق کردن با این افراد جز ضروریات نیست و مسیر زندگی شما نیازی به تایید اطرافیان شما ندارد. نگرانی از اینکه باید خودتان را برای دیگران توضیح دهید، شما را از آنچه می خواهید دور می کند و در نهایت موجب می شود تا زندگی آنها را ادامه دهید نه زندگی خودتان را.

 

عامل زیربنایی اضطراب و نکات پایانی

بلاتکلیفی معمولا پاسخی است که  به دنبال انتظارِ یک نتیجه خوب و بدون نقص، ایجاد می شود یعنی فرد تصمیم گیرنده، نگرانِ پیامد تصمیم خود است، پس تصمیم میگیرد که در حالت بلاتکلیفی بماند. بهترین کاری که برای یک تصمیم گیری خوب میتوانید انجام دهید این است که طبق شرایط و زمان حال تصمیم بگیرید و ببینید که شرایط چطور پیش می رود. اگر نتیجه راضی کننده بود که چقدر خوب و خوشبحال شما، اگر نه، دلیل آن این نیست که شما اشتباه کرده اید، بلکه اکنون با یک مشکل جدید روبرو شده اید و یادگرفته اید که چه کاری را انجام ندهید. اگر موقعیتی برای شما ناشناخته است، پس اضطراب روی کار می آید و تلاش میکند تا با ایجاد وسواس و احساسات غیر منطقی موجب عقب نشینی شما شود. در این شرایط اجازه ندهید تا اضطراب و افکارتان شما را کنترل کنند چرا که وظیفه ی اداره کردن خودتان و افکارتان برعهده شماست، نه اضطراب شما.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *