افسردگی در رویکرد گشتالت، نه فقط به عنوان مجموعهای از علائم روانی، بلکه به عنوان یک اختلال بنیادی در تجربهی انسان در جهان دیده میشود؛ تجربهای که در آن فرد از تماس واقعی و کامل با خود و محیطش دچار گسست شده است. این گسست در تماس، ریشهی اصلی افسردگی است و باعث میشود فرد نتواند به صورت تمامعیار در لحظه حضور یابد و نیازها و احساسات خود را به درستی ادراک کند.
گسست در تماس و قطعهقطعه شدن تجربه
در گشتالت، «تماس» یعنی آگاهی و ارتباط زنده و تمامعیار با آنچه که در لحظه جاری است. در افسردگی، فرد گرفتار نوعی «قطعهقطعه شدن» یا «بخشی شدن» وجود میشود. این حالت باعث میشود که فرد نتواند خودش را به عنوان یک کل یکپارچه تجربه کند. به جای جریان روان و یکپارچه تجربه، فرد در بخشهای جدا و مبهم گیر میکند؛ بخشهایی که ممکن است خشم، اندوه، ترس، یا بیحسی باشند اما هیچکدام به صورت کامل و مرتبط با کل وجود فرد درک نمیشوند.
این قطعهقطعه شدن باعث میشود که فرد افسرده در «خلأ» و «نابسامانی روانی» فرو رود، جایی که تماس واقعی با نیازها، خواستهها و احساسات قطع شده است.
کاهش آگاهی و فرار از لحظهی حاضر
افسردگی در نگاه گشتالت به معنای کاهش «آگاهی» از حال و لحظهی حاضر است. فرد به دلیل درد یا ناکامیهایی که تجربه کرده، تمایل دارد که از تجربه لحظهای و زنده فرار کند. این فرار ممکن است به صورت انزوای اجتماعی، خواب زیاد، یا عدم انگیزه برای فعالیتها بروز کند. به زبان گشتالت، این یعنی فرد نمیتواند به طور کامل در «اینجا و اکنون» حضور داشته باشد، و این غیاب او را بیشتر از خودش و جهان اطرافش جدا میکند.
چرخه ناقص نیاز و خودتکمیلی ناکام
یکی از ابعاد مهم افسردگی در گشتالت، ناتوانی در تکمیل چرخه نیاز-اقدام-تکمیل است. وقتی نیازهای فرد شناسایی نمیشوند یا امکان پاسخگویی به آنها وجود ندارد، چرخه گشتالت به صورت ناقص باقی میماند و فرد در وضعیت ناتمامی و بلاتکلیفی گرفتار میشود. این وضعیت ناتمام، به مرور زمان به احساس سنگینی، بیانگیزگی و در نهایت افسردگی منجر میشود.

احساس جدایی از خود و جهان
افسردگی در گشتالت به معنای یک «بیگانگی» عمیق است؛ بیگانگی از خود، بیگانگی از دیگران و بیگانگی از محیط. فرد احساس میکند که نمیتواند به طور طبیعی و خودجوش در جهان حضور داشته باشد و این عدم حضور، باعث انزوای عاطفی و روانی میشود. این جدایی، یک «خلأ» وجودی ایجاد میکند که فضای ذهنی و عاطفی فرد را تسخیر میکند.
نگاه به درمان: بازگرداندن تماس و آگاهی
درمان افسردگی از دیدگاه گشتالت، تلاش برای بازگرداندن فرد به تماس زنده و آگاهانه با خود و محیط است. این درمان بر «بازآموزی» تجربه حضور در لحظهی حال، شناسایی و بیان کامل احساسات، و تکمیل چرخههای نیازهای ناتمام تأکید دارد. با این فرآیند، فرد میتواند دوباره کل وجودش را تجربه کند، گسستها را ترمیم کند و به زندگیای با آگاهی و حضور بیشتر بازگردد.
سخن پایانی
اگر رویکرد گشتالت برای شما جذاب است و قصد دارید تا درمانگر کودک یا نوجوان بشید، دوره ی تربیت بازی درمانگر کشتالت، یکی از بهترین انتخاب هایی است که می توانید داشته باشید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این کارگاه و نحوه ی ثبت نام می تونید با شماره تماس زیر در ارتباط باشید.
09103401905