مشاوره کودک

چهار احساس مهم که باید در مورد آنها با کودکتان صحبت کنید!

به عنوان یک والد، مهم است تا بدانیم که چطور باید در مورد  احساسات مختلف با کودک خود صحبت کنیم و کمک شان کنیم تا آنها احساسات خود را به شیوه ی سالم تری ابزار کنند. هدف احساسات این است تا به ما کمک کنند؛ هر آنچه درون و بیرون از ما اتفاق می افتد را درک کنیم. ابزار احساسات در نوجوانی و بزرگسالی طبق تجربیات پیشین اتفاق می افتند، پس اگر میخواهید تا پیش فرضهای سالمی در مورد احساسات مختلف در ذهن کودکتان ثبت کنید، این مقاله میتواند برای شما کارساز و مفید باشد.

 

یک) خشم

خشم یک احساس قوی است که بیانگر آزار، نارضایتی یا خصومت است ولی توجه داشته باشید که یک احساس منفی نیست که بگوییم تجربه کردن آن خوب نیست و باید کنار گذاشته شود، بلکه این احساس نیز مانند سایر احساسات ارزشمند است و صحبت کردن در مورد آن می تواند به بچه ها کمک کند تا آن را بهتر درک کنند. خشم در کودکان، زمانی ایجاد می شود که کار یا رفتاری در کودک حس درد و ناامیدی ایجاد کند و در این شرایط است که واکنش جنگ یا گریز در کودک فعال می شود. خشم برای کودکان یک واکنش طبیعی و فوری به رفتار نادرست است. یکی از بهترین راه ها برای شناخت احساسات، نامگذاریی آنها توسط والدین است، برای مثال وقتی که متوجه شدید خشم کودکتان از چه چیزی نشات گرفته است بگویید: آهان، چون دوستت اسباب بازی تو رو گرفت عصبانی شدی. متوجه شدم.

 

  • احساس خشم را شناسایی کنید

بگویید:” به نظر میاد که واقعا عصبانی.” در هنگام گفتن این جمله، میمیک صورت خود را شبیه به حس خشم کنید و از کلمات قطعی مانند:” میتونم ببینم که عصبانی هستی“، استفاده نکنید و به جاش از کلمه “بنظر میرسه ” استفاده کنید. با گفتن این جمله به کودک فرصت میدهید تا به احساسات خود نگاه کند و اگر واقعا عصبانی نیست، شما را اصلاح کند تا بتوانید حس درست را شناسایی کنید.

 

  • احساس خشم را توضیح دهید

بگویید: “بعضی اوقات همه چیز آنطور که ما می خواهیم پیش نمی رود و این باعث میشه تا احساس عصبانیت و ناراحتی کنیم.” سپس به کودک خود بیاموزید که چگونه می تواند آن احساس را به شیوه ی سالم ابراز کند. برای مثال میتوانید به او بگویید؛ اگر دوستت اسباب بازی تو ازت گرفت میتونی بهش بگی: «من واقعاً دوست ندارم که اسباب‌بازی رو از دستم می‌گیری». رفتارهایی مثل زدن، فریاد زدن، یا گریه کردن هنگام احساس عصبانیت، به این معناست که آن احساس هنوز تنظیم نشده است.

فرزند شما به شما نیاز دارد تا شیوه ی صحیح احساس را به او توضیح دهید، زیرا خودش نمی تواند آن را بیان کند. با آموزش جملات صحیح و درست در هنگام ابزار احساسات، میتوانید واژگان عاطفی کودک تان را گسترش دهید. کودکان تنها به یک کلمه احتیاج دارند تا بتوانند احساسات خود را ابراز کرده و واکنش صحیح نشان بدهند. وقتی کودک شما عصبانی می شود و شروع به زدن خود یا فریاد زدن میکند، از او بپرسید که چه احساسی دارد و سپس یک راهکار منطقی به او ارائه دهید. اینگونه کودک شما میتواند درک کند که خشم او موجب فریاد زدن یا زدن می شود (شناسایی احساس) و میتوانند به جای اینکار، رفتار دیگری را جایگزین کنند. (جایگزینی واکنش صحیح ). پیام همیشگی شما به فرزندتان باید این باشد: عزیزم تو احساسات مختلفی داری که ظاهر های متفاوتی دارند و این کاملا طبیعی هست و بدون که هیچ احساسی دائمی نیست.

 

  • چگونه کارها را آسانتر کنیم

یک تکنیک خوب برای آموزش احساسات به کودکان، نشان دادن آن در دیگران است. برای مثال وقتی کتاب داستان می‌خوانید یا فیلم تماشا می‌کنید، از فرزندتان بپرسید که فکر می‌کند شخصیت های مختلف داستان چه احساساتی دارند؟ اینکار نه تنها واژگان عاطفی او را افزایش می‌دهد، بلکه موجب ایجاد همدلی در او می شود.

 

دو) غم

احساس غم نیز یکی از چهار احساس اصلی و مهم است که هر انسانی آن را تجربه می کند. احساس غم میتواند در نتیجه ی از دست دادن (مرگ یا دوری)، ترسیدن، تحمل چیزی دردناک ( دیدن مشاجره ی والدین) و تجربه ی ناامیدی ایجاد شود.

 

  • احساس غم را شناسایی کنید:

وقتی فرزند شما غمگین است، نه تنها احساس غم می کند، بلکه غمگین، فکر و رفتار میکند. گریه کردن واضح‌ترین نشانه ی غم در کودکان است. اما کودکان ممکن است حس غم  را به روش‌های دیگری مانند عصبانیت، انزوا و حتی چسبیدن به والد نیز نشان دهند. بی توجهی به  غم و اندوه می تواند به خشم تبدیل شود و سپس منجر به فروپاشی شود. هر زمان که فرزندتان گریه میکند، تلاش کنید تا غم پشت این گریه را درک کنید و به او کمک کنید تا از این احساس گذر کند چرا که در غیر این صورت  با سرکوب کردن آن، به آنها یاد میدهید تا  احساسات خود را خاموش کنند و توجهی به علت بروز آن هیجان نکنند و در نهایت “خود” را نادیده بگیرند.

 

  • احساس غم را توضیح دهید

به عنوان مثال، اگر کودک شما عروسک مورد علاقه خود را از دست داده است و احساس غمگینی میکند، به او گوش دهید و نشان دهید که در کنارش خواهید ماند و به او توجه کافی و لازم را دارید. در این شرایط میتوانید در مورد خودتان وقتی همسن او بودید صحبت کنید و تجربیات مشترک تان را به اشتراک بگذارید، تا کودکتان بداند که این احساسات طبیعی و عادی هستند و نیازی به پنهان کردن آنها نیست.

 

  • چگونه کارها را آسانتر کنیم

از کاربرگ یا عروسک احساسات برای آموزش احساسات استفاده کنید، بچه ها عاشق آموزش احساسات هستند و از طریق آن میتوانند هم شیوه ی ظاهری ابراز احساسات و هم نامگذاری احساسات را یاد بگیرند.

Types of emotions and sources of emotions - Drivers Education

سه) ترس

در کودکان، ترس با احساس اضطراب همراه است. تفاوت ترس و اضطراب را میتوان اینگونه تعریف کرد: ترس مربوط به خطری مشخص و معلوم است و اضطراب مربوط به خطری نامعلوم و مبهم است. در ترس، فرد دقیقا میداند که از چه چیزی میترسد، ولی در اضطراب علت ترس مشخص نیست و ممکن است کودک در امنیت کامل باشد ولی بترسد که نکند امنیتش به خطر بیفتد.

 

  • احساس ترس را شناسایی کنید

اگر متوجه احساس ترس در کودک تان شدید، اولین قدم اعتبار بخشیدن به آن احساس است. برای مثال بگویید: اوهوم، اینکه شب وقتی خوابیم، یه هیولا بیاد توی اتاق واقعا ترسناکه. با گفتن جمله ی: این چیزا چیه میگی! اینا که حقیقت نداره، باعث نمیشید تا کودک تان احساس امنیت و آرامش کند، بلکه با آرام بودن خودتان و تایید احساسات کودک، میتوانید ترس را تا مقدار زیادی کمرنگ کنید.

 

  • احساس ترس را توضیح دهید

از تجربیات خودتان صحبت کنید و مثال بزنید از مواقعی که واقعا ترسیده بودید و سپس از کودکتان بپرسید که دوست دارد تا داستان شما را بشنود؟ اینگونه راه را برای آموزش و یادگیری هموار میکنید. به کودک تان اطمینان بخشید که به او گوش خواهید کرد چرا که بعضی وقت‌ها بچه‌ها نیاز دارند تا راجع به چیزهایی صحبت کنند که برای آنها خیلی سنگین هستند و  نمی‌توانند به تنهایی آنها را حمل کنند.

 

  • چگونه کارها را آسانتر کنیم

از آنجایی که بیان ریشه ترس برای یک کودک دشوار است، گفتن داستان، بازی یا خواندن کتاب هایی که دارای موقعیت های ترسناک هستند، میتوانند مهارت حل مسئله و غلبه بر ترس را به کودک آموزش دهند.

 

چهار) حسادت

احساس حسادت معمولا در ۳ ماهگی آغاز و ابراز می شود، زمانی که مادر، غریبه یا خواهر و برادر نوزاد را در آغوش میگیرد و نوزاد شروع به گریه کردن می کند. احساس حسادت اغلب ریشه در برآورده نشدن نیازهای کودک دارد و ممکن است نتیجه ی عدم اعتماد باشد و در نهایت می تواند موجب ایجاد حس ناامنی در کودک شود.

 

  • احساس حسادت را شناسایی کنید

حسادت و غبطه، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند، در غبطه، شما چیزی را می‌خواهید که هرگز نداشته‌اید ولی در حسادت، شما به از دست دادن چیزی که دارید، تهدید میشوید. برای مثال این تهدید میتواند تولد کودک دوم باشد که معنای تهدید برای کودک اول دارد.  برای بهبود احساس حسادت، لازم است تا زمان بیشتری با کودک تان بگذرانید، به نکات مثبت او اشاره کنید تا بتوانید احساس ناکافی بودن آنها را به حس اعتماد به نفس تبدیل کنید. هرگز احساسات فرزندتان را نادیده نگیرید و بدانید که جهان بینی کودک شما با شما متفاوت است. سعی کنید بگویید: “عزیزم میتونم درک کنم که این رفتار باعث میشه حس کنی که کنار گذاشته شدی و بعد از آن شروع به ارائه ی راه حل کنید. صحبت خود را هیچ وقت با “اما” شروع نکنید، زیرا با گفتن این حرف، انگار احساسات کودک خود را باطل می کنید و بجای آن از کلمه ی “و” استفاده کنید. برای مثال: مامان میدونم که حضور داداش کوچولوت باعث شده زمان کمتری با هم بگذرونیم و تو فکر کنی که حواسم بهت نیست و باید بگم که دقیقا درست فکر میکنی من باید زمانم و مدیریت کنم تا بیشتر با هم وقت بگذرونیم، چه پیشنهادی داری؟ نظرت چیه بریم پارک و با هم قدم بزنیم؟

 

  • چگونه کارها را آسانتر کنیم

بزرگترین اشتباهی که والدین مرتکب می شوند این است که به کودک خود می گویند: “دلیلی برای ناراحتی وجود نداره” یا “گریه نکن” چرا که گفتن چنین جملاتی به کودکی که واقعا غمگین است موجب رفع غم نمیشود بلکه شما با گفتن این جملات فقط احساسات آنها را محدودتر می کنید و به آنها میگویید که احساسات خود را نشان ندهند نه اینکه چطور به شیوه ی سالم آن را ابراز کنند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *