کارگاه روانشناسی, مشاوره کودک, مشاوره نوجوان

درک هیجانات و پذیرش آن‌ها در کودکان از دیدگاه گشتالت

هیجانات در زندگی انسان نقشی بنیادی دارند و شکل‌دهنده تجربه زیسته ما هستند. کودکان، که در مراحل اولیه رشد روانی و هیجانی خود قرار دارند، نیازمند هدایت و همراهی مناسبی برای درک، بیان و پذیرش هیجانات خود هستند. یکی از رویکردهایی که در این زمینه کاربرد فراوانی دارد، درمان گشتالت است؛ رویکردی انسان‌گرایانه و مبتنی بر لحظه حال که بر آگاهی، تماس و تجربه مستقیم تأکید می‌کند. در این مقاله، به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه درمانگر گشتالت به کودک کمک می‌کند تا به‌جای اجتناب از احساسات، آن‌ها را تجربه کرده و به شیوه‌ای سالم بپذیرد.

درک گشتالت از هیجان

در نظریه گشتالت، هیجانات نه‌تنها بخش اجتناب‌ناپذیر تجربه انسانی هستند، بلکه به عنوان وسیله‌ای برای برقراری تماس با خود و محیط در نظر گرفته می‌شوند. گشتالت بر این باور است که هر هیجان پیامی درون‌فردی دارد و اگر به‌درستی شناخته و تجربه شود، می‌تواند به سازگاری روانی و رشد شخصیت فرد کمک کند.

درمانگران گشتالت معتقدند که سرکوب یا اجتناب از هیجانات، منجر به انباشت تنش‌های حل‌نشده و شکل‌گیری «گشتالت‌های ناتمام» می‌شود؛ گشتالت‌هایی که خود را به‌صورت مشکلات رفتاری، اضطراب، پرخاشگری یا افسردگی نشان می‌دهند.

دنیای هیجانی کودک

کودکان به‌طور طبیعی مستعد تجربه هیجانات گوناگون هستند اما اغلب واژگان، ابزارها و محیط امن لازم برای بیان آن‌ها را در اختیار ندارند. ممکن است آن‌ها به‌دلیل ترس از تنبیه، طرد یا بی‌توجهی، احساسات خود را سرکوب کنند. همچنین ممکن است در خانواده‌هایی رشد کنند که در آن ابراز هیجان (مثلاً گریه، خشم یا حتی شادی زیاد) ناپسند تلقی می‌شود.

در این شرایط، کودک یاد می‌گیرد که به جای «تجربه کردن»، «اجتناب» کند. این اجتناب می‌تواند به صورت بی‌تفاوتی، قطع ارتباط با بدن، رفتارهای جلب توجه یا مشکلات روان‌تنی بروز کند.

نقش درمانگر گشتالت: تسهیل‌گر آگاهی هیجانی

درمانگر گشتالت نقش یک همراه آگاه‌کننده و تسهیل‌گر تجربه را ایفا می‌کند. هدف اصلی او کمک به کودک است تا:

  1. بدن خود را احساس کند (چرا که هیجانات اغلب در بدن تجربه می‌شوند).

  2. توجهش را به لحظه حال جلب کند و از افکار گذشته یا نگرانی آینده فاصله بگیرد.

  3. نام‌گذاری و تشخیص هیجانات را یاد بگیرد.

  4. بدون قضاوت، احساسات خود را تجربه کند و بداند که هر احساسی مشروع و قابل احترام است.

درمانگر به جای تفسیر یا هدایت مستقیم، سعی می‌کند با پرسش‌های باز، انعکاس احساس، و استفاده از بازی، هنر یا داستان، به کودک فضا بدهد تا تجربه هیجانی خود را بهتر کشف کند.

استفاده از «آگاهی» به‌جای «اصلاح»

در گشتالت، تمرکز بر اصلاح رفتار کودک نیست، بلکه بر افزایش آگاهی کودک از خودش است. به‌عنوان مثال، اگر کودکی در جلسه درمانی عصبانی شود و اسباب‌بازی‌ها را پرتاب کند، درمانگر به جای گفتن «این کار بد است» یا «باید آرام باشی»، ممکن است بپرسد:

  • «وقتی این اسباب‌بازی رو پرت کردی، چه حسی داشتی توی بدنت؟»

  • «فکر می‌کنی این عصبانیت از کجا اومده؟»

  • «می‌خوای یه راه دیگه برای نشون دادن خشمت امتحان کنیم؟»

درمانگر با این شیوه، به کودک یاد می‌دهد که خشونت را مهار کند، نه خشم را سرکوب کند.

کار با هیجانات از طریق بازی و هنر

یکی از ابزارهای کلیدی در درمان گشتالت کودک، بازی درمانی، نقاشی، خمیر بازی و نمایش عروسکی است. این ابزارها به کودک امکان می‌دهند که هیجانات پیچیده‌ای را که شاید نتواند با کلمات بیان کند، از طریق عمل و نماد، بروز دهد.

مثلاً کودک ممکن است با خمیر یک هیولای عصبانی درست کند و سپس با آن صحبت کند. درمانگر ممکن است از کودک بخواهد که نقش آن هیولا را بازی کند. این تکنیک، که به آن درمان نمایشی (drama therapy) یا صندلی خالی نیز گفته می‌شود، به کودک امکان می‌دهد احساساتی مانند ترس، خشم یا غم را از فاصله‌ای امن تجربه کند.

پذیرش به‌جای قضاوت

یکی از مهم‌ترین عناصر رابطه درمانی در گشتالت، پذیرش بدون قید و شرط کودک و هیجانات او است. این پذیرش کمک می‌کند تا کودک، احساس امنیت روانی کند و جرأت تجربه احساسات را داشته باشد.

وقتی کودک بفهمد که حتی در اوج خشم، غم یا شرم نیز پذیرفته می‌شود، می‌آموزد که این احساسات «بد» یا «ممنوع» نیستند، بلکه بخشی از انسان‌بودن هستند.

از تجربه تا ادغام: فرایند شفابخش

فرایند گشتالت با تجربه آغاز می‌شود اما در آن متوقف نمی‌ماند. هنگامی که کودک بتواند احساس خود را تجربه، بیان و درک کند، گامی به‌سوی ادغام آن در شخصیتش برمی‌دارد. این ادغام، باعث می‌شود که کودک احساس ناتمامی نداشته باشد و بتواند با انرژی روانی آزادشده، رشد سالم‌تری را تجربه کند.

نتیجه‌گیری

درمان گشتالت با تمرکز بر لحظه حال، آگاهی و پذیرش، به کودکان کمک می‌کند تا با هیجانات خود مواجه شوند و به‌جای سرکوب یا اجتناب، آن‌ها را تجربه کنند. درمانگر گشتالت به کودک یاد می‌دهد که هیچ احساسی خطرناک یا ناپسند نیست، بلکه همه احساسات می‌توانند نشانه‌ای ارزشمند از دنیای درون فرد باشند.

در دنیایی که کودکان به‌طور مداوم با فشارهایی برای «ساکت بودن»، «خوش‌رفتار بودن» یا «سرکوب احساسات» روبه‌رو هستند، رویکرد گشتالت فرصتی طلایی فراهم می‌آورد تا آن‌ها یاد بگیرند خودِ واقعی‌شان را تجربه و بپذیرند؛ و این، آغاز مسیری به‌سوی سلامت روانی، خودآگاهی و رشد درونی است

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *