همهی ما در زندگی با افرادی روبهرو شدهایم که مدام از دیگران ایراد میگیرند. آنها همیشه نکتهای برای نقد دارند—از نحوهی لباس پوشیدن گرفته تا رفتار، گفتار، تصمیمات و حتی کوچکترین کارهای روزمرهی ما. ایرادگیری مداوم با انتقاد سازنده تفاوت دارد. در حالی که انتقاد میتواند به بهبود ما کمک کند، ایرادگیری معمولاً با نیت کنترل، تحقیر یا برتریجویی مطرح میشود.
اما چرا برخی افراد به این رفتار روی میآورند؟ روانکاوی، بهویژه نظریات فروید، ملانی کلاین و کارن هورنای، این رفتار را به چند عامل کلیدی نسبت میدهند. در این مقاله، به بررسی دلایل ناخودآگاه ایرادگیری مداوم و تأثیر آن بر روابط و سلامت روان خواهیم پرداخت.
یک) مکانیزمهای دفاعی (Defense Mechanisms)
در نظریهی فروید، افراد برای محافظت از خود در برابر اضطرابهای درونی، از مکانیسمهای دفاعی ناخودآگاه استفاده میکنند. ایرادگیری مداوم میتواند یکی از این مکانیسمهای دفاعی باشد که به فرد کمک میکند احساسات ناخوشایند خود را سرکوب یا به دیگران منتقل کند.
فرافکنی (Projection)
فردی که مدام از دیگران ایراد میگیرد، ممکن است در واقع احساسات منفی، ضعفها یا ناکامیهای خودش را به دیگران نسبت دهد. بهعنوان مثال، فردی که اعتمادبهنفس پایینی دارد، ممکن است مرتب دیگران را به “بیعرضه بودن” متهم کند تا ضعفهای خود را نادیده بگیرد.
مثال:
یک مدیر که خود را در تصمیمگیری ناتوان میبیند، ممکن است مدام از کارمندانش ایراد بگیرد و آنها را بیکفایت بداند
جابجایی (Displacement)
در این مکانیسم، فرد به جای ابراز خشم یا نارضایتی نسبت به منبع واقعی آن (که ممکن است شخصی قدرتمند مانند رئیس یا والدین باشد)، احساسات منفی خود را به دیگران منتقل میکند.
مثال:
فردی که در محل کار تحت فشار است و نمیتواند از رئیس خود انتقاد کند، ممکن است در خانه مدام از همسر یا فرزندانش ایراد بگیرد.
دو) تجربههای کودکی و عقدههای روانی
روانکاوانی مانند ملانی کلاین معتقدند که بسیاری از رفتارهای انتقادی و ایرادگیریهای مداوم ریشه در تجربههای کودکی دارند.
- کودکانی که در محیطهای سختگیرانه و پر از سرزنش بزرگ شدهاند، در بزرگسالی همان الگو را در روابط خود تکرار میکنند.
- اگر کودکی برای جلب محبت یا تأیید والدین، مجبور بوده همیشه کامل باشد، ممکن است در بزرگسالی همان استانداردهای سختگیرانه را نسبت به دیگران اعمال کند.
مثال:
یک فرد که در کودکی مدام بابت اشتباهاتش سرزنش شده، ممکن است در بزرگسالی به شدت نسبت به خطاهای دیگران حساس و انتقادگر باشد
سه) عزتنفس پایین و احساس بیکفایتی
افراد ایرادگیر معمولاً درونی پر از احساس ضعف و نارضایتی از خود دارند. آنها با بزرگ جلوه دادن اشتباهات دیگران، تلاش میکنند احساس کنترل، قدرت و برتری را تجربه کنند.
- فردی که احساس میکند در زندگی شکست خورده است، ممکن است برای جبران این حس، دیگران را تحقیر کند.
- گاهی افراد ایرادگیر با کوچک کردن دیگران تلاش میکنند تا خود را در موقعیت برتر قرار دهند.
مثال:
فردی که احساس ناموفق بودن دارد، ممکن است وسواس زیادی در یافتن اشتباهات دیگران نشان دهد تا احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند.
چهار) کمالگرایی افراطی (Perfectionism)
برخی افراد ایرادگیر ممکن است به شدت کمالگرا باشند. آنها با استانداردهای غیرواقعبینانهای که برای خود و دیگران تعریف میکنند، به کوچکترین اشتباه واکنش نشان میدهند.
- این افراد معمولاً نمیتوانند نقصها را تحمل کنند و تصور میکنند که همهچیز باید بیعیب و نقص باشد.
- این کمالگرایی میتواند ریشه در اضطراب، احساس ناامنی یا حتی ترس از شکست داشته باشد.
مثال:
فردی که بهشدت بر نظم و ترتیب تأکید دارد، ممکن است مدام از نحوهی چیدمان وسایل توسط دیگران ایراد بگیرد.
پنج) نیاز به کنترل (Control Issues)
برخی افراد ایرادگیر در واقع در تلاشاند تا دیگران را تحت کنترل خود درآورند. این رفتار معمولاً ناشی از ترسهای درونی و نیاز شدید به حفظ برتری است.
- این افراد ممکن است تصور کنند که اگر دیگران را کنترل نکنند، همهچیز از دست میرود.
- گاهی ایرادگیری راهی برای تحمیل نظرات و عقاید خود بر دیگران است.
مثال:
والدی که مدام از فرزندش ایراد میگیرد، ممکن است در تلاش باشد تا با کنترل رفتار او، احساس امنیت بیشتری داشته باشد.
شش) حسادت و رقابتجویی
برخی افراد برای مقابله با احساس حسادت یا رقابت، از دیگران ایراد میگیرند. آنها با این کار تلاش میکنند تا موفقیت یا نقاط قوت دیگران را کماهمیت جلوه دهند.
مثال:
همکاری که موفقیت همکارش را تهدیدی برای موقعیت شغلیاش میداند، ممکن است مدام به نقاط ضعف او اشاره کند.

هفت) الگوهای رفتاری و محیط اجتماعی
برخی افراد در محیطهایی بزرگ شدهاند که ایرادگیری و انتقادهای مداوم یک رفتار طبیعی محسوب میشده است. این افراد ناخواسته همان الگوها را در روابط خود تکرار میکنند.
مثال:
اگر کودکی در خانوادهای رشد کرده باشد که در آن والدین مدام یکدیگر را نقد میکردند، احتمالاً در بزرگسالی این رفتار را طبیعی میپندارد و در روابط خود به همان شیوه عمل میکند.
هشت) احساس ناامنی و ترس از آسیبپذیری
برخی افراد از طریق ایرادگیری تلاش میکنند تا توجه دیگران را از نقاط ضعف خود منحرف کنند. این رفتار معمولاً ریشه در احساس ناامنی و ترس از آشکار شدن آسیبپذیریهای درونی دارد.
مثال:
فردی که احساس میکند در روابط اجتماعی جذاب نیست، ممکن است مدام دیگران را بابت ظاهر یا سبک گفتارشان نقد کند تا از جلب توجه به خودش جلوگیری کند.
چگونه با افراد ایرادگیر برخورد کنیم؟
به خود یادآوری کنید که مشکل از شما نیست، بلکه از نیازهای درونی فرد ایرادگیر است.
بهجای واکنش هیجانی، با آرامش و قاطعیت مرزهای خود را مشخص کنید.
در صورت امکان، با طنز یا تغییر موضوع، بحث را به سمت مثبتتری هدایت کنید.
اگر ایرادگیری مداوم بر سلامت روان شما تأثیر میگذارد، فاصله گرفتن از فرد ایرادگیر میتواند بهترین راهحل باشد.
نتیجهگیری
ایرادگیری مداوم رفتاری است که معمولاً ریشه در اضطراب، احساس ناامنی، تجربههای ناخودآگاه و مکانیزمهای دفاعی دارد. درک این عوامل میتواند به شما کمک کند تا در مواجهه با افراد ایرادگیر، آگاهانهتر، آرامتر و مؤثرتر عمل کنید و اجازه ندهید که این رفتارها بر آرامش و اعتمادبهنفس شما تأثیر منفی بگذارد.