در جهانی که بیثباتی و فشارهای روانی هر روز بیشتر میشوند، فقط یک چیز است که انسان را از دل بحرانها عبور میدهد: تابآوری (resilience). برخلاف تصور عمومی، تابآوری فقط یک ویژگی ذاتی یا ژنتیکی نیست. خبر خوب این است که تابآوری یک مهارت آموختنی است و کتاب «The Resilience Factor» اثر Karen Reivich و Andrew Shatté یکی از جامعترین منابع در این زمینه است. این کتاب با ارائهی یک مدل علمی و کاربردی، نشان میدهد که چگونه میتوانیم در برابر مشکلات بایستیم و حتی با وجود آنها رشد کنیم.
در این مقاله، با ۷ مهارت کلیدی معرفیشده در این کتاب آشنا میشویم و بررسی میکنیم که چطور میتوان آنها را در زندگی روزمره تمرین کرد.
۱. سبک تفسیر ما، واقعیت ما را میسازد
یکی از نکات بنیادین کتاب این است که نحوهی فکر کردن ما دربارهی یک اتفاق، تأثیر مستقیمتری نسبت به خود آن اتفاق دارد. به بیان دیگر، ما قربانی حوادث نیستیم، بلکه قربانی افکاری هستیم که بعد از حوادث شکل میگیرند. این دیدگاه مبتنی بر مدل ABC از روانشناسی شناختی است:
- A (Activating Event): اتفاقی که میافتد
- B (Beliefs): باورهایی که دربارهی آن اتفاق داریم
- C (Consequences): پیامدهای احساسی و رفتاری ما
افراد تابآور یاد گرفتهاند که پیش از واکنش، افکار خود را بررسی و اصلاح کنند. آنها از خود میپرسند:
«آیا این فکری که دارم، واقعاً با شواهد همراهه؟ آیا میتونم جور دیگهای هم بهش نگاه کنم؟»
۲. آگاهی از الگوهای تفکر مخرب
نویسندگان کتاب، سه نوع خطای شناختی رایج را شناسایی کردهاند که باعث کاهش تابآوری میشوند، مانند:
-
درونیسازی: سرزنش خود برای هر مشکل
-
فاجعهسازی: تصور بدترین سناریوها
-
ذهنخوانی: پیشداوری دربارهی افکار دیگران
با آگاهی از این الگوها، میتوان جلوی بسیاری از واکنشهای هیجانی شدید و تصمیمات اشتباه را گرفت. گام اول، شناخت خود در لحظات تنشزا است.
۳. چالش با افکار غیرمنطقی: مهارت «تفکر دقیق»
افراد تابآور، افکار خود را بهچالش میکشند، بهجای اینکه با آنها همدست شوند. آنها از خود میپرسند:
-
شواهد تأیید یا رد این فکر چی هست؟
-
آیا دارم همهی جنبههای موضوع رو میبینم؟
-
اگر دوستم این فکر رو میکرد، بهش چی میگفتم؟
نویسندگان این مرحله را «تفکر دقیق» مینامند. آنها تأکید میکنند که لازم نیست همیشه مثبت فکر کنیم، اما باید واقعگرایانه و انعطافپذیر فکر کنیم.
۴. کنترل هیجان، نه سرکوب آن
تابآوری به معنی بیاحساسی نیست. بلکه به این معنی است که احساسات را میپذیریم، اما آنها را مدیریت میکنیم. یکی از تمرینهایی که در کتاب معرفی شده، استفاده از نفس عمیق و تمرکز بر بدن در لحظههای بحرانی است.
همچنین تأکید میشود که باید یاد بگیریم هیجانهای خود را نامگذاری کنیم. زیرا وقتی بتوانیم بگوییم “الان احساس ناامیدی یا ترس دارم”، بخشی از مغز ما که مسئول تنظیم هیجان است فعال میشود. به قولی:
«نامگذاری هیجان، گام اول تنظیم آن است.»

۵. نگاه کلنگر به اتفاقات
افراد با تابآوری بالا، تصویر کاملتری از اتفاقات دارند. آنها نه فقط مشکلات، بلکه نقاط قوت، منابع حمایتی و فرصتها را نیز میبینند. این توانایی کمک میکند تا در شرایط سخت، احساس بیپناهی نکنند.
در کتاب توصیه میشود هر روز چند دقیقه برای ثبت سه چیز مثبت در زندگی وقت بگذارید، حتی اگر خیلی کوچک باشند. این تمرین، باعث بازسازی الگوهای شناختی مثبت در مغز میشود.
۶. خلق معنا از دل بحران
نویسندگان کتاب نشان میدهند که افراد تابآور، اغلب از دل بحرانها، معنای عمیقتری برای زندگی خود میسازند. آنها به جای “چرا من؟”، از خود میپرسند:
“الان که این اتفاق افتاده، چطور میتونم رشد کنم؟”
این تغییر دیدگاه، باعث تبدیل شدن رنج به قدرت میشود. به زبان سادهتر، معنا دادن به رنج، آن را قابلتحملتر میکند.
۷. مهارت حل مسئله و اقدام مؤثر
آخرین مهارت تابآوری، توانایی برنامهریزی و اقدام مؤثر در برابر چالشهاست. افراد تابآور به جای اینکه در احساسات گیر کنند، قدمهای کوچکی برای حل مسئله برمیدارند. آنها میدانند که حتی یک گام کوچک هم، احساس کنترل را برمیگرداند.
در کتاب، فرمول حل مسئله در پنج مرحله ارائه شده:
-
تعریف دقیق مشکل
-
فهرست گزینهها
-
ارزیابی نتایج احتمالی
-
انتخاب بهترین گزینه
-
اجرای آن و بازبینی نتیجه
جمعبندی: تابآوری یعنی تصمیم به رشد، نه فقط بقا
کتاب The Resilience Factor ما را به درک جدیدی از تابآوری میرساند. اینکه تابآوری یعنی فقط زنده ماندن نیست، بلکه تصمیم آگاهانه برای رشد، معنا و اقدام مؤثر است. این کتاب با ترکیبی از علم روانشناسی، تمرینهای کاربردی و داستانهای واقعی، به ما نشان میدهد که چطور میتوانیم در دنیای پیچیدهی امروز، انسان قویتری باشیم.
اگر احساس میکنید گاهی در برابر مشکلات زود از پا در میآیید، این ۷ مهارت را تمرین کنید. شاید در ابتدا سخت باشد، اما کمکم متوجه خواهید شد که تابآوری نه یک ویژگی نایاب، بلکه یک مهارت قابلپرورش است. و درست همانجاست که زندگی معنا پیدا میکند: در لحظهای که تصمیم میگیری برخیزی، نه فروریزی.